کریم آل محمد

دسته: اسلایدر , مذهبی , ویژه های خبری
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۱۳ آبان ۱۳۹۷

کریم آل محمد

 

کمالات و فضایل انسانی،

معنوی و اخلاقی کریم اهل بیت علیه السلام

 

 

کریم آل محمد امام حسن مجتبی علیه السلام در کمالات انسانی، یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود و در سرشت و طینتش، برترین نشانه‌های انسانیت وجود داشت.
آن حضرت از جهت منظر، پیکر، اخلاق و بزرگواری به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بسیار شبیه و مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت، او را چنین توصیف کرده اند: «دارای رخساری سفید آمیخته به اندکی سرخی، چشمانی سیاه، گونه‌ای هموار، محاسنی انبوه، گیسوانی مجعد و پر، گردنی سیمگون، اندامی متناسب، شانه‌ای عریض، استخوانی درشت، میانی باریک، قدی میانه، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه، سیمایی نمکین و چهره‌ای در شمار زیباترین و جذاب‌ترین چهره ها»
کریم آل طه علیه السلام، عابد‌ترین و بی اعتنا‌ترین مردم زمان به زیور دنیا بود، ۲۵ بار حج پیاده به جای آورد. هر گاه از مرگ یاد می‌کرد می‌گریست و هر گاه از قبر یاد می‌کرد می‌گریست، هر گاه به یاد ایستادن به پای حساب می‌افتاد، چنان نعره می‌زد که بیهوش می‌شد و چون به یاد بهشت و دوزخ می‌افتاد، همچون مار گزیده به خود می‌پیچید. از خدا طلب بهشت می‌کرد و از آتش جهنم به خدا پناه می‌برد. چون وضو می‌ساخت و به نماز می‌ایستاد، بدنش به لرزه می‌افتاد و رنگش زرد می‌شد. سه نوبت دارایی اش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. هر که او را می‌دید به دیده اش بزرگ می‌آمد و هر که با او مصاحبت داشت، به او محبت می‌ورزید و هر دوست یا دشمنی که سخن یا خطبه او را می‌شنید، به آسانی درنگ می‌کرد تا سخن خود را تمام کند و خطبه اش را به پایان ببرد. حلم و گذشت امام حسن علیه السلام با کوه‌ها برابری می‌کرد.

در جود و بخشش امام مجتبی علیه السلام هم حکایات و روایات متعددی بیان شده که از جمله روایت مدائنی در مورد سفر پیاده آن حضرت همراه با امام حسین علیه السلام و عبدالله بن جعفر به حج است که توشه و تنخواه آنان گم شد و گرسنه و تشنه به خیمه‌ای رسیدند که پیرزنی در آن زندگی می‌کرد. پیرزن با شیر تنها گوسفندی که داشت سیرابشان کرد و به آنان غذا داد. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم و به حج می‌رویم. چون بازگشتیم نزد ما بیا، با تو به نیکی رفتار خواهیم کرد. روزگاری گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و عبورش به مدینه افتاد. حسن بن علی علیه السلام او را دید و شناخت. پیش رفت و فرمود: مرا می‌شناسی؟ گفت: نه. فرمود: من همانم که در فلان روز میهمان تو شدم، و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن علی علیه السلام و عبدالله بن جعفر فرستاد، آنان نیز هر یک، همان اندازه به او بخشش کردند.

منبع: تبیان


ارسال شده توسط:پایگاه خبری قطره پاک - 134 مطلب
پرینت
بازدید: ۳
برچسب ها: